جمعه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۲

گفته می شود در سنندج و در جريان بنای يك ساختمان در زمينی متروكه يك گور دسته جمعی يافت شده است كه مربوط به اعدام شدگان سال 67 در اين شهراست. از شمار دقيق اعدام شدگان اين گور دسته جمعی خبری دريافت نشده است.

شنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۲



عليه سرمايه داران, همبسته با كارگران چيت سازي بهشهر

رژيم فاشيستي _ كاپيتاليستي جمهوري اسلامي از همان روز نخست حيات ننگينش عموم توده هاي مردم ايران را از ابتدائي ترين حقوق و آزادي هاي سياسي محروم كرد. كارگران و زحمتكشان ايران كه براي يك زندگي بهتر و به دست آوردن آزادي هاي سياسي و اجتماعي كمر به سرنگوني رژيم ضدبشري شاه, اين نوكر حلقه به گوش و سرسپرده به امپرياليسم, بستند با رژيم «جديدي» رو به رو شدند كه با تلفيق آشكار دين و دولت تمام دست آوردهاي قيام شكوهمند بهمن ١٣۵۷ را در اندك زماني از آنان بازستاند و انقلاب را به شكست كشانيد و در تمام زمينه ها, جامعه ي ايران را هر روز بيش از روز پيش به عقب راند. رژيم جمهوري اسلامي كه به نام انقلاب عليه آن بنيان گذاري شد يك لحظه از سركوب و لگدمال كردن ابتدائي ترين حقوق توده هاي كار و زحمت ايران غفلت نكرد و تا آخرين روز وجود خفت بارش نيز چنين خواهد كرد.

در حالي كه كارگران و زحمتكشان ايران با سرنگون كردن رژيم شاه خود ابتكار عمل را به دست گرفتند و شوراهايشان را در كارگاه ها و كارخانه ها تشكيل دادند تا كنترل توليد و توزيع را به دست گيرند و سرمايه داران انگل و بي خاصيت را از آن ها بيرون كنند, رژيم جمهوري اسلامي با اتكاء به يك مشت كارگر حزب اللهي و مرتجع از قبيل محجوب ها و صادقي ها تشكلات خودجوش كارگري را منحل كرد و به جاي آن ها شوراهاي ارتجاعي _ اسلامي كار و خانه ي «ضد» كارگر را پي ريزي نمود. امروز ديگر بي تجربه ترين و ناآگاه ترين كارگران ايران نيز مي دانند كه محجوب ها, صادقي ها و جلودارزاده ها مشتي مزدور سرمايه داران هستند كه بر ضد منافع آنان در مجلس ارتجاع اسلامي, شوراهاي اسلامي كار, حزب ضدكارگري كار اسلامي و تشكلاتي از اين دست اقدام مي كنند. بي جهت نيست كه يك بار ديگر كارگران خود براي دفاع از منافع و مطالبات برحق شان وارد ميدان شده اند و پشيزي براي تشكلات قلابي كه جمهوري اسلامي به نام كار و كارگر ساخته ارزش قائل نيستند.

مبارزات شكوهمند كارگران چيت سازي بهشهر يكي از زيباترين و قوي ترين اقداماتي است كه در سال هاي اخير شاهدش هستيم. سرمايه داران و حكومت اسلامي اشان گردن كلفتي و زورگويي را به آن جا رسانده اند كه حتا دستمزد بخور ونمير كارگران را نمي پردازند. كارگران را دسته دسته اخراج مي كنند و گرسنه و بي سرپناه روانه ي خيابان ها مي نمايند. در اين سال ها سرمايه داران مرتجع ايران چنان فشارهايي را بر كارگران اعمال كرده اند كه در سراسر جهان به زحمت مي توان نمونه هاي ديگرش را يافت. چه زورگويي بالاتر از اين كه طمع و آز سودجويي را به آن حد برساني كه ديگر دستمزد كار انجام شده كارگران را هم نپردازي؟

كارگران مبارز چيت سازي بهشهر اقدامات جدي خود را از روز ۲١ آبان ١٣٨٠ با اجتماع و تظاهرات در مقابل فرمانداري آغاز كردند. در آن زمان چندي بود كه مسئولان دولتي و نمايندگان سرمايه داران قول هايي به كارگران داده بودند كه هرگز بدان ها عمل نكردند. لذا كارگران بدون توجه به وعده و وعيدهاي آقاي فرماندار با شعار دادن عليه مقامات دولتي, خيابان ها و جاده هاي اصلي و از جمله جاده سراسري مازندران به خراسان را مسدود كردند. بستن اين جاده تا صبح روز ۲۲ آبان ١٣٨٠ ادامه يافت. اما نيروهاي سركوب پليس سررسيدند و با ضرب و شتم كارگران, گروهي را دستگير و روانه ي زندان كردند. از ١۶ تا ۲١ شهريور ١٣٨١, كارگران چيت سازي بهشهر هر روز در مقابل كارخانه تجمع كردند و خواهان پرداخت حقوق معوقه و نجات از بلاتكليفي شدند. در اين زمان هم هيچ پاسخي به حدود ۲٠٠٠ كارگر چيت سازي بهشهر داده نشد. روز ١۶ مهر ١٣٨١ كارگران چيت سازي بهشهر باز هم در محل كارخانه تجمع نمودند و خواستار پاسخگويي كارفرما شدند. در اين روز كارگران تصميم گرفتند كه وي را بازداشت كرده تا بلكه بدين طريق صداي حق طلبي خود را به گوش ديگران برسانند. در فروردين ١٣٨۲ ديگر دو سال مي شد كه هيچ گونه دستمزدي به كارگران پرداخت نشده بود. روز ١٨ فرودين ١٣٨۲ بود كه كارگران چيت سازي بهشهر تصميم گرفتند به تجمع در مقابل كارخانه يا فرمانداري اكتفاء نكنند و تظاهرات خود را به خيابان هاي شهر بكشانند. در اين روز تظاهرات كارگران موجب بند آمدن خيابان هاي بهشهر شد. تجمعات و تظاهرات كارگران چيت سازي بهشهر تقريبا در تمام فروردين ماه ١٣٨۲ ادامه داشتند. در روز ۲۷ فرودين ١٣٨۲, كارگران در مقابل كارخانه تجمع كردند و سپس به خيابان هاي شهر و از جمله بلوار هاشمي نژاد آمدند. در اين جا بود كه انبوهي از زحمتكشان و ساكنان بهشهر بدانان پيوستند و شهر به حال نيمه تعطيل درآمد. آن گاه در حدود ۲۵٠٠٠ نفري كه تظاهرات گرد آورده بود به پارك ملت رفته و خواستار رسيدگي به مطالبات كارگران چيت سازي شدند. تظاهرات بزرگ ۲۷ فروردين ١٣٨۲ و گفت و گوهايي كه در شهر مبني بر به دست گرفتن آن توسط كارگران و مردم شده بود چنان دولت سرمايه داران را به هراس انداخت كه هيئت دولت اعلام كرد كه يك «اعتبار ويژه» ۵ ميليارد توماني براي پرداخت دستمزدها و پاداش هاي معوقه ي كارگران بهشهر در نظر گرفته است. اما بازهم سرمايه داران و دولت شان به وعده ي پوشالي خود عمل نكردند و اكنون كه نزديك به يك ماه و نيم از قول «اعتبار ويژه» مي گذرد تنها ۲٠٠ ميليون تومان به كارگران پرداخت شده كه گوشه ي كوچكي از ديون سرمايه داران و دولت شان مي باشد. تقريبا يك ماه پس از اعلام «اعتبار ويژه» ي ۵ ميليارد توماني و پرداخت تنها ۲٠٠ ميليون تومان و از روز ۲٣ ارديبهشت چند تن از كارگران چيت سازي بهشهر تصميم گرفتند تا براي اعتراض دست به اعتصاب غذا بزنند. از آن روز تاكنون هر روز بر تعداد اعتصابگران غذا افزوده شده و اعتصاب مي رود تا نخستين ماهش را پشت سربگذارد. بنابر آخرين گزارش هاي منتشر شده از سوي منابع مستقل, در طي هفته اي كه گذشت چندين كارگر اعتصابي به دليل ضعف جسماني روانه ي بيمارستان شده اند و خطر مرگ آنان را تهديد مي كند.

در حالي كه وضعيت چندين كارگر چيت سازي بهشهر رو به وخامت نهاده است, در حالي كه نشريات و خبرگزاري هاي رژيم جمهوري اسلامي لب فرو بسته اند, در حالي كه نيروهاي سركوبگر اسلامي كارخانه ي چيت سازي بهشهر را محاصره نموده اند و نمي گذارند كه كارگران با بيرون ارتباط برقرار كنند, اين وظيفه ي تمام نيروها و تشكلات كارگري مستقل و چپ انقلابي ايران است كه آستين ها را بالا زده و با راه اندازي يك كارزار همبستگي بين المللي, فرياد كارگران چيت سازي بهشهر را به گوش طبقه ي كارگر در ديگر كشورها و نهادهاي بين المللي برسانند. بايد از تمام ابزارهايي كه در دست هست استفاده نمود و سرمايه داران و دولت شان را در ايران تحت فشار قرار داد تا دستمزدهاي معوقه ي كارگران را بدون هيچ قيد و شرطي و در اسرع وقت بپردازند. عليه سرمايه داران و دولت اسلامي اشان, همبستگي با كارگران چيت سازي بهشهر يك وظيفه ي انساني و انقلابي ست

(به نقل از اخبار سیاهکل)

دوشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۲

هيات تحقيق سازمان ملل به ايران می رود
ناپديد شدگان و قتل عام سال 67
در دستور كار هيات سازمان ملل



سازمان ملل متحد و كميسيون حقوق بشر اين سازمان برنامه های جديد خود برای كنترل وضع حقوق بشر در ايران را تنظيم كرده است.

بموجب اخبار دريافتی، بزودی يك گروه كاری با هدف "بررسی مسئله ناپديد شدگان" عازم ايران خواهد شد. سرپرستی اين گروه را يك ديپلمات قديمی برعهده داشت كه با سازمان ملل همكاری می كند. گفته می شود كار اين گروه رسيدگی به دادخواست ها و شكايت هائی است كه بستگان ناپديدشدگان سياسی تاكنون به مجامع بين المللی و از جمله كميسيون حقوق سازمان ملل متحد نوشته اند. اين بررسی نه تنها شامل كسانی می شود كه نامشان بعنوان قربانيان قتل های زنجيره ای برده می شود ولی تاكنون هيچ مقام رسمی جمهوری اسلامی حاضر به اعلام سرنوشت آنها نشده، بلكه قربانيان اعدام دسته جمعی سال 67 در زندان های ايران را نيز شامل می شود.

اين كميسيون تنها به نامه ها و شكاياتی كه تا قبل از حركت به طرف ايران دريافت داشته و رسيدگی به آن ها را به مقامات جمهوری اسلامی اطلاع داده رسيدگی خواهد كرد و به همين دليل مراجعه مستقيم وابستگان مفقود شدگان، ناپديد شدگان و اعدام شدگانی كه خبر آن رسما از سوی جمهوری اسلامی اعلام نشده را در ايران نخواهد پذيرفت.

يك فعال حقوق بشر به "پيك" گفت: هيات بررسی كننده "ناپديد شدگان" وابسته به سازمان ملل بمدت دو هفته در تهران خواهد ماند و سرپرستی آن را تا اين لحظه يك ديپلمات كنيائی برعهده دارد.

پس از بازگشت اين هيات از ايران، هيات بعدی كميسيون حقوق بشر برای رسيدگی به وضعيت "آزادی بيان" راهی ايران خواهد شد.

مجموع اين گزارش ها ( از جمله گزارش هيات تحقيق امور قضائی كه دو ماه پيش به تهران رفته بود) پيش زمينه تنظيم قطعنامه ای خواهد شد كه قرار است كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد تنظيم، تصويب و منتشر سازد.

از كساني كه با خانواده هاي اين عزيزان آشنايي دارند خواهشمنديم كه به آنان اين موضوع را اطلاع دهند.

چهارشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۲

وصيت نامه شهيد كريم جاويدي
ديشب همراه رفقا(هشت رفيق و يك دوست مجاهد)مارا به دادگاه خواستند.
دادگاههاي يك دقيقه اي قرون وسطايي. به علت دير وقت بودن و اشتغال بيش از حد دادگاه ها،چهار نفر پيش موسوي جلاد رفتند و پس از چند دقيقه برگشتند.
موسوي جلاد به همه آنها محارب گفته بود و در صورت عدم همكاري با آنها اعدام را مطرح كرده بود...حكم ما از قبل تععين شده بود و ما نيز به عهد خونين خود كه همان مبارزه بي امان با ارتجاع حاكم است و جان باختن در راه منافع طبقه كارگر،بلشويك وار به استقبال مرگ خواهيم رفت...به مادرم كه در بزرگ كردن من دچار زحمات فراواني شده است درود مي فرستم و از او مي خواهم كه همه ي فرزندان انقلاب و كمونيست شهيد را فرزندان خود بداند و به تمام فاميل و آشنايان سلام برساند. و اميدوارم راه ما را ادامه دهند

سه‌شنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۸۲

دنباله مطلب گذشته
....
با آغاز جنبش توده اي عليه شاه،ادنا به كلي از مشي چريكي مي گسلد و به سازمان پيكار در راه آزادي طبقه كارگر مي گرود:به همراه شماري از همرزمانش.با اين حال همچنان تا سر نگوني حكومت شاهنشاهي مخفي مي ماندولي همچون بسياري از مبارزين بعد از 3.5 سال با خنواده اش تماس مستقيم بر قرار مي كند.
در همان تماسهاي اوليه مي گويد
- ما پيروز شديم.خميني هم ماندگار نيست و به زودي حكومتي از كارگران و زحمتكشان سر كار مي آيد.
به رغم مخالفت خانواده با يكي از هم رزمانش ازدواج مي كند، با عباس سليم آرومي.
عباس عضو كميته ي تهران سازمان پيكار بود و ادنابه خاطر دانش سياسي چشمگير و توان بالاي تئوريك،به عضويت كميته ترويج بخش كارگري سازمان پيكاردر مي آيد.
در سال 60 بحران سازمان پيكار سر باز كرد،ادنا از رهبران گرايشي بود كه باور داشت انقلاب آينده ايران،سوسياليستي ست.
جدال نتيجه اي نداد يعني جمهوري اسلامي مجال نداد،سركوب سال 60 دامن پيكار را نيز گرفت.
عباس جزو اولين كادرهايي بود كه دستگير شد و خيلي زود هم به جوخه هاي اعدام سپرده شد.پس از مدتي ادنا را هم گرفتند او را سخت شكنجه كردند،شكنجه ها را تحمل كرد ،ليكن به يك مصاحبه راديوي تن داد،مصاحبه اي كه هرگز پخش نشد و تنها مورد استفاده مسئولان زندان قرار گرفت درست در آستانه نوروز 61.
پيش از آن كه به بند باز گردد خبر را در بوق گذاشتند و در ميان هواداران پيكار پخش كردند كه:
-ادنا وا داده و همكاري كرده.
اين شايعه،در آن فضاي پر از بيم و بديني پا گرفت و دست آويزي شد براي بايكوت ادنا و نيز يكي از همرزمانش از سوي هم بنديان.
و اين براي او كه با جسمي خسته و روحي شكننده از باز جويي باز گشته بود خيلي سخت بود..
به همبندي خود گفته بود:
-آن ديوار سكوت و بدبيني دوست،از شكنجه دشمن عذاب آور تر بود.
پس از چندي حقيقت به سوي زندان پر مي گشايد و او آخرين هفته زندگي خود را با گفتگو با يارانش مي گذراند.
به درستي دانسته نيست چه روزي ادنا را اعدام كردند. سحر گاه يكي از روز هاي اول تابستان 1361 از بند ميبرندش. يكي از هم بنديانش او را چنين به ياد مي آورد:
-چشمان آبيش برق مي زد،رخسارگرد و مهتابيش زيبا تر از هميشه مي نمود.تبسم خشكي به هنگام بدرود با ياران بر چهره ي تكيده ومغرورش پديدار شد،تبسمي كه از پايان رسيدن زندگي پر شورش خبر مي دادوزندگي ي كه در راه مبارزه براي آينده ي بهتر انسانه گذشته بود.
پس از آن سحر گاه ديگر خبري از او نبود .اما خانواده اش دست بردار نبودند.دست به دامن سازمانهاي بين المللي شدند و سر انجام خبر گرفتند كه اين بار ادنا براي هميشه از ميان رفته است.