دوشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۸۲

به یاد قربانیان سال 67




چهل تجربه، چهل روايت از واقعيت زندان زنان سياسیِِ در زمان شاه

گفتگويی با ويدا حاجبی
بتازگی کتابی بنام "دادِ بی داد" خاطرات زنان زندانی در زمان شاه در آلمان منتشر شده است. اين کتاب به کوشش ويدا حاجبی تبريزی تهيه شده و به اين مناسبت گفتگويی با ويدا حاجبی انجام داده‌ايم که می‌خوانيد:

چه انگيزه ای باعث شد که به جمع آوری خاطرات زنان زنداني سياسي در زمان شاه دست بزني؟ در اين کار چه هدفي را دنبال کرده اي؟

همان طور که در مقدمة کتاب گفته ام، از چندين سال پيش بازنگری به گذشته و سنجش آن با نگاه امروز برايم به موضوعي ضروری تبديل شد. متوجه شدم که بدون شناختن ريشه های فکری گذشته نمی توان به ايده های نوين دست يافت. ايده های نوين در صورتي که با ارزيابيِ تجربيات گذشته همراه نشود، از حد شعار و تقليد يا الگوبرداری فراتر نمی رود. با اين تلقی بود که بازنگری به دوراني که بخش مهمي از زندگی سياسي فردی و بخشي از تاريخ جامعه ی ما را تشکيل مي دهد. يعنی زندان، برايم اهميت يافت. البته با توجه به اين که زندان زنان سياسي در دوران شاه بخش کوچکي از تاريخ گذشته به حساب می آيد.

استقبال هم بندانت از اين طرح و پيشنهاد چگونه بود؟

روايت های اين کتاب را مديون همکاری و همفکری صميمانة خيلي از هم بندانم هستم. واقعيت اين است که بسياري از اين روايت ها بيان صادقانة اين همکاري ها است. گرچه برخورد به گذشته و سنجش آن کار آسانی نيست. به خصوص در جامعة ما که تجربة دموکراسي و نقد، سنتي جا افتاده نيست و جا افتادن آن نياز به يک پروسه دارد.

اين را هم اضافه کنم که صداقت، نکته بينی ها و حساسيت هاي بسياری از هم بندانم در بيان روايت های اين مجموعه برای من بسيار آموزنده و روشنگر بوده است. در واقع، خودم هم توانستم تجربة زندان را بار ديگر با برداشت و نگاه هايي متفاوت از برداشت خودم، ببينم و دوباره تجربه کنم.

تصويری که از زندان زنان سياسي در زمان شاه در این مجموعه ارائه شده تا چه اندازه کامل و جامع است؟

نزديک به چهل نفر در روايت های اين مجموعة دو جلدي شرکت داشته اند. طبعاٌ روايت چهل نفر از ميان سيصد و خرده ای زندانی نمي تواند تصويری کامل باشد. به ويژه که به رغم خواست و کوششم، نتوانستم به هيچ روايتی از زندانبانان دست يابم. شايد اين حرف در عرف رايج چندان نگنجد. ولی واقعيت اين است که در صدد برآمدم از بعضی از زندانبانان هم روايتی تهيه کنم، که ممکن نشد.

به هر رو، در اين مجموعه توانسته ام روند شکل گيری نخستين زندان زنان و مسير تحولات آن را از سال 50 تا 57 واز زاوية نگاه های متفاوت نشان بدهم. می شود گفت که تصويريست نسبتاٌ جامع از کليت زندان. مي گويم نسبتاٌ، چون برای کاملتر و جامعتر شدن جای زياد دارد.

ويژگی های اين مجموعه و تفاوت های آن با کتابهای «خاطرات زندان» که امروز به وفور در بازار پيدا ميشود چيست؟

همان طور که در متن کتاب ميتوان ديد، نگاه ها به يک موضوع يا يک اتفاق واحد متفاوت است. علاوه بر اين که روايت ها و خاطره ها در زمان و دوره ای واحد يکسان نيستند.

در واقع حساسيت ها و نگاه های آدم ها به مسائل و موضوعات متفاوت است. مثلا آن چه که برای من اهميتی ويژه داشته و در خاطرم مانده برای ديگری امری بي اهميت بوده و فراموش شده است. در این مجموعه هر کسی با ذهنيت و برداشت خاص خودش به مسائل و اتفاق ها برخورد ميکند. انسان ها ذهني يا سوبژکتيو هستند. و ويژگي اين مجموعه در همين چندگرائي نگاه ها و برداشت هاست. با در کنار هم گذاشتن همة روايت هاست که خواننده ميتواند به شناختي کلي تر و جامع تر از زندان آن دوره دست يابد.

چرا به عنوان يکی از اولين و پرسابقه ترين زنداني سياسي زن، خاطرات خودت را به رشتة تحرير در نياورده اي؟ آيا نمی توانستي از اين طريق به هدفت دست يابی؟

شاید این کار پيش از انتشار اين کتاب، بايد صورت می گرفت. اما از آنجا که هيچ يک از روايت کنندگان از روايت ديگری اطلاع نداشتند، امانت داری در نفسِ گردآوری، ايجاب می کرد که من از روايت های خودم پرهيز کنم. گرچه گفتني کم نداشتم.

در فهرست بندي کتاب چه معيارها و نکاتي را در نظر گرفته اي؟ چرا آن را در دو جلد منتشر ميکنی؟

فهرست بندی پيش از هر چيز بر اساس مسير تاريخی زندان، يعنی از سال 1350 تا سال 1357 است. روايت های هر فصل مربوط ميشوند به يکی از این دورة های مشخص. و هر دوره تقسيم ميشود به چندين موضوع: نظير دستگيري، دادگاه و غيره. در عين حال هر دوره به موضوعات خاص آن دوره نيز تقسيم شده است. به عنوان مثال در آغازِ شکل گيریِ بند سياسی، بخشي از روايت ها مربوط ميشود به زندانیان جنحه و جنائي. چرا که در اين دوره از زندان، زندانیان سیاسی در اتاقی نزدیک زندانیان،جنحه و جنائي، به سر می بردند.

به علاوه در فهرست بندی به نسبتی که تعداد زندانيان افزايش يافته، تعداد روايت ها نيز بيشتر و متنوع تر شده است. خلاصه اين که فهرست بندی به نوعی، بيان تغيير و تحولات سياسي در جامعه و به تبع آن تغيير و تحول کمی و کيفي آن در زندان نيز هست.

جلد اول که مربوط ميشود به سال های 50 تا 54 حدود 350 صفحه است. جلد دوم مربوط ميشود به سال های 54 تا 57 که صفحات بيشتری را در بر می گيرد. حجم بالای صفحات و طولانی شدن زمان تهيه و تنظيم روايت ها علل اصلی دو جلدی شدن کتاب است.

تا چه اندازه به عنوان گرد آورندة خاطرات و تجربيات روايت شده از جانب ديگران، دخل و تصرف کرده اي؟

سبک و ساخت و پرداخت روايت ها طبعاٌ به عهدة من بوده. اما آنچه مربوط به مضمون روايت ها می شود، کمترین دخالتی در آن نداشته ام، جز در شيوة پرسش ها هنگام گفتگو. علاوه بر اين که در پايان کار، همة روايت کنندگان، مطالبِ مربوط به خودشان را کتباٌ تائيد کرده اند.

کی منتظر جلد دوم باشيم؟

همان طور که گفتم حجم جلد دوم به مراتب بيشتر از جلد اول است. با اين که بيش از نيمی از آن تهيه شده، نمي توانم تاريخ معيينی را برای پايان کار تعيين کنم. اميد دارم هر چه زودتر از پس آن برآيم.

شنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۲

با کمی تاخیر در نگارش این خبر
رامين ناصح با قرار كفالت يك ميليارد ريال موقتاً آزاد شد!



در جريان برگزاري جلسه معارفه جبهه ملّي با حضور دكتر پرويز ورجاوند در اهواز، رامين ناصح دبيركلّ حزب آينده سازان ايران و مسئول سازمانهاي جبهه ملّي در خوزستان دستگير و پس از ۶ روز حبس تحت سختترين شرايط، با قرار كفالت به مبلغ يك ميليارد ريال تا اعلام حكم نهايي دادگاه انقلاب موقتاً آزاد شد.

رامين ناصح در گفتگو با هفته نامه نداي آزادي در اين باره گفت: در پي اقبال گسترده جوانان به تشكيلات جبهه ملي در خوزستان قصد داشتيم روز پنجشنبه هشتم خرداد به مناسبت سالروز تجديد فعاليت جبهه ملّي در خوزستان جلسه معارفهاي را با حضور استاد دكتر پرويز ورجاوند عضو هيئت رهبري و سخنگوي جبهه ملي ايران برگزار كنيم كه ايشان با وجود وضعيت نامساعد جسماني و سفرها و سخنرانيهاي متعدّدي كه در آن هفته با همين وضعيت در اصفهان، خرّم آباد (به دعوت تشكيلات حزب آينده سازان در لرستان) و تهران داشتند، دعوت ما را اجابت كردند و پنجشنبه صبح به اهواز تشريف آوردند. حوالي ظهر بود كه از سوي يكي از نهادهاي امنيتي با پدرم تماس گرفته شد و ايشان بدليل اينكه قرار بود از ملك ايشان بعنوان محلّ تشكيل جلسه استفاده كنيم مورد تهديد قرار گرفتند كه اگر اين برنامه برگزار شود شديداً با آن برخورد صورت خواهد گرفت و منزل ايشان هم پلمپ خواهد شد. بهانه آنها براي برهم زدن برنامه اطلاعيه هاي بود كه بين دانشجويان توزيع شده بود مبني بر اينكه كساني كه ميخواهند در جلسات جبهه ملّي در اهواز شركت كنند براي تعيين قرار قبلي با اين شماره تلفن تماس بگيرند. با توجّه به اينكه جلسه مذكور فاقد مجوّز بود و اصولاً براي تشكيل جلسات محدود در مكان سربسته نيازي به اخذ مجوّز نيست و در آن اطّلاعيه هم به زمان و مكان جلسات اشارهاي نشده بود بلكه بر گرفتن وقت قبلي براي شركت در جلسات محدود و خصوصي تاكيد شده بود، معهذا از سوي نهادهاي متعدّد اطلاعاتي-امنيتي با ما برخورد شد و دو سه ساعت قبل از تشكيل جلسه معارفه از سوي فرماندهي نيروي انتظامي اهواز براي اينكه دو دقيقه (!) با من صحبت كنند بدون ارائه حكم جلب بنده را بهمراه خود بردند و تا روز سه شنبه اين هفته تحت سختترين شرايطي محبوس نگه داشتند و در اين مدّت چندين بار از من بازجويي و تفتيش عقايد به عمل آوردند. عدّه اي كه براي شركت در جلسه به محلّ مربوطه مراجعه كرده بودند و بعضاً از شهرستانهايي چون شيراز، تهران، قم، شوشتر، دزفول، ماهشهر، مسجدسليمان و... دعوت شده بودند، با دخالت نيروهاي پليس متفرّق شدند.
روز شنبه در دادگاه انقلاب توسّط قاضي اسدي مورد محاكمه قرار گرفتم. پس از بازگشت از دادگاه شرايط زندان دشوارتر شد و هم ممنوع الملاقات شدم و هم تمام مدّت زنجير سنگيني به پاي من بسته بودند كه منجر به زخم هاي عميقي شد. در اين مدّت در بند جرائم عمومي نگهداري ميشدم. تا اينكه با پيگيريهاي شبانه روزي خانواده و دوستان و همرزمان روز سه شنبه با قرار كفالت به مبلغ سنگين يك ميليارد ريال موقّتاً آزاد شدم تا زماني كه حكم دادگاه انقلاب اعلام شود.
دبيركلّ حزب آينده سازان ايران با اشاره به يورشهاي شديدي كه در هفته هاي اخير به جبهه ملّي صورت گرفته است، از جمله حبس مجدّد مهندس اميرانتظام عضو هيئت رهبري جبهه ملّي، احضار دكتر ورجاوند، بر هم زدن سخنراني دكتر ورجاوند در اصفهان و اهواز و بر هم زدن مراسم بزرگداشت دكتر مصدّق در تهران كه قرار بود با سخنراني پنج تن از رهبران جبهه ملّي در فرهنگسراي ارسباران برگزار شود، ابراز نگراني كردند اين گونه برخوردهاي ناسنجيده زمينه را براي تبديل شدن مبارزات اصيل و مدني ملّت ايران به حركتهاي كور زيرزميني پديد آورد كه به هيچ وجه تضمين كننده امنيت و مصالح ملّي ما نخواهد بود. وي خاطرنشان كرد: نيروي جوان انرژي جوشنده اي دارد و نارضايتي هاي عمومي به اوج رسيده و اين انرژي جوشنده به هيچ طريقي قابل سركوب نخواهد بود. اگر امكان مبارزات مسالمت آميز و علني وجود نداشته باشد، جز راديكاليزه شدن حركت سياسي جوانان و سوق دادن نيروها به سمت حركتهايي كه ميتواند فجايع صعب الجبراني را ببار آورد نتيجهاي نخواهد داشت.
وي افزود: جوانان ما بايد توجّه داشته باشند در عين اينكه اينگونه برخوردها نبايد موجبات روي آوردن آنها به يكسري حركتهاي احساسي و غيرمعقول را فراهم آورد، همينطور نبايد سبب شود كه جوانان از مبارزه نااميد شوند و در لاك خود فرو بروند و احياناً به انتظار منجي خارجي بنشينند. بجاي عكس العمل هاي منفعلانه بايد با هوشمندي و خردورزي مبارزات آزاديخواهانه را به پيش برد و توجّه داشت كه كندروي و تندروي هر دو عواملي بر تسديد روند دموكراتيزاسيون هستند.
وي در خاتمه تصريح كرد: حزب آينده سازان ايران همانطور كه در اعلاميه هايي كه در مدّت حبس من صادر كرده اشاره نموده است، همچنان استوار و پابرجا تا استقرار كامل حاكميت ملي و برپاي ساماني مردمسالار از هيچ گونه تلاش و كوششي فرو گزار نخواهد كرد.
خاطرات ایشان بزودی در اینجا نوشته خواهد شد

جمعه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۲

گفته می شود در سنندج و در جريان بنای يك ساختمان در زمينی متروكه يك گور دسته جمعی يافت شده است كه مربوط به اعدام شدگان سال 67 در اين شهراست. از شمار دقيق اعدام شدگان اين گور دسته جمعی خبری دريافت نشده است.

شنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۲



عليه سرمايه داران, همبسته با كارگران چيت سازي بهشهر

رژيم فاشيستي _ كاپيتاليستي جمهوري اسلامي از همان روز نخست حيات ننگينش عموم توده هاي مردم ايران را از ابتدائي ترين حقوق و آزادي هاي سياسي محروم كرد. كارگران و زحمتكشان ايران كه براي يك زندگي بهتر و به دست آوردن آزادي هاي سياسي و اجتماعي كمر به سرنگوني رژيم ضدبشري شاه, اين نوكر حلقه به گوش و سرسپرده به امپرياليسم, بستند با رژيم «جديدي» رو به رو شدند كه با تلفيق آشكار دين و دولت تمام دست آوردهاي قيام شكوهمند بهمن ١٣۵۷ را در اندك زماني از آنان بازستاند و انقلاب را به شكست كشانيد و در تمام زمينه ها, جامعه ي ايران را هر روز بيش از روز پيش به عقب راند. رژيم جمهوري اسلامي كه به نام انقلاب عليه آن بنيان گذاري شد يك لحظه از سركوب و لگدمال كردن ابتدائي ترين حقوق توده هاي كار و زحمت ايران غفلت نكرد و تا آخرين روز وجود خفت بارش نيز چنين خواهد كرد.

در حالي كه كارگران و زحمتكشان ايران با سرنگون كردن رژيم شاه خود ابتكار عمل را به دست گرفتند و شوراهايشان را در كارگاه ها و كارخانه ها تشكيل دادند تا كنترل توليد و توزيع را به دست گيرند و سرمايه داران انگل و بي خاصيت را از آن ها بيرون كنند, رژيم جمهوري اسلامي با اتكاء به يك مشت كارگر حزب اللهي و مرتجع از قبيل محجوب ها و صادقي ها تشكلات خودجوش كارگري را منحل كرد و به جاي آن ها شوراهاي ارتجاعي _ اسلامي كار و خانه ي «ضد» كارگر را پي ريزي نمود. امروز ديگر بي تجربه ترين و ناآگاه ترين كارگران ايران نيز مي دانند كه محجوب ها, صادقي ها و جلودارزاده ها مشتي مزدور سرمايه داران هستند كه بر ضد منافع آنان در مجلس ارتجاع اسلامي, شوراهاي اسلامي كار, حزب ضدكارگري كار اسلامي و تشكلاتي از اين دست اقدام مي كنند. بي جهت نيست كه يك بار ديگر كارگران خود براي دفاع از منافع و مطالبات برحق شان وارد ميدان شده اند و پشيزي براي تشكلات قلابي كه جمهوري اسلامي به نام كار و كارگر ساخته ارزش قائل نيستند.

مبارزات شكوهمند كارگران چيت سازي بهشهر يكي از زيباترين و قوي ترين اقداماتي است كه در سال هاي اخير شاهدش هستيم. سرمايه داران و حكومت اسلامي اشان گردن كلفتي و زورگويي را به آن جا رسانده اند كه حتا دستمزد بخور ونمير كارگران را نمي پردازند. كارگران را دسته دسته اخراج مي كنند و گرسنه و بي سرپناه روانه ي خيابان ها مي نمايند. در اين سال ها سرمايه داران مرتجع ايران چنان فشارهايي را بر كارگران اعمال كرده اند كه در سراسر جهان به زحمت مي توان نمونه هاي ديگرش را يافت. چه زورگويي بالاتر از اين كه طمع و آز سودجويي را به آن حد برساني كه ديگر دستمزد كار انجام شده كارگران را هم نپردازي؟

كارگران مبارز چيت سازي بهشهر اقدامات جدي خود را از روز ۲١ آبان ١٣٨٠ با اجتماع و تظاهرات در مقابل فرمانداري آغاز كردند. در آن زمان چندي بود كه مسئولان دولتي و نمايندگان سرمايه داران قول هايي به كارگران داده بودند كه هرگز بدان ها عمل نكردند. لذا كارگران بدون توجه به وعده و وعيدهاي آقاي فرماندار با شعار دادن عليه مقامات دولتي, خيابان ها و جاده هاي اصلي و از جمله جاده سراسري مازندران به خراسان را مسدود كردند. بستن اين جاده تا صبح روز ۲۲ آبان ١٣٨٠ ادامه يافت. اما نيروهاي سركوب پليس سررسيدند و با ضرب و شتم كارگران, گروهي را دستگير و روانه ي زندان كردند. از ١۶ تا ۲١ شهريور ١٣٨١, كارگران چيت سازي بهشهر هر روز در مقابل كارخانه تجمع كردند و خواهان پرداخت حقوق معوقه و نجات از بلاتكليفي شدند. در اين زمان هم هيچ پاسخي به حدود ۲٠٠٠ كارگر چيت سازي بهشهر داده نشد. روز ١۶ مهر ١٣٨١ كارگران چيت سازي بهشهر باز هم در محل كارخانه تجمع نمودند و خواستار پاسخگويي كارفرما شدند. در اين روز كارگران تصميم گرفتند كه وي را بازداشت كرده تا بلكه بدين طريق صداي حق طلبي خود را به گوش ديگران برسانند. در فروردين ١٣٨۲ ديگر دو سال مي شد كه هيچ گونه دستمزدي به كارگران پرداخت نشده بود. روز ١٨ فرودين ١٣٨۲ بود كه كارگران چيت سازي بهشهر تصميم گرفتند به تجمع در مقابل كارخانه يا فرمانداري اكتفاء نكنند و تظاهرات خود را به خيابان هاي شهر بكشانند. در اين روز تظاهرات كارگران موجب بند آمدن خيابان هاي بهشهر شد. تجمعات و تظاهرات كارگران چيت سازي بهشهر تقريبا در تمام فروردين ماه ١٣٨۲ ادامه داشتند. در روز ۲۷ فرودين ١٣٨۲, كارگران در مقابل كارخانه تجمع كردند و سپس به خيابان هاي شهر و از جمله بلوار هاشمي نژاد آمدند. در اين جا بود كه انبوهي از زحمتكشان و ساكنان بهشهر بدانان پيوستند و شهر به حال نيمه تعطيل درآمد. آن گاه در حدود ۲۵٠٠٠ نفري كه تظاهرات گرد آورده بود به پارك ملت رفته و خواستار رسيدگي به مطالبات كارگران چيت سازي شدند. تظاهرات بزرگ ۲۷ فروردين ١٣٨۲ و گفت و گوهايي كه در شهر مبني بر به دست گرفتن آن توسط كارگران و مردم شده بود چنان دولت سرمايه داران را به هراس انداخت كه هيئت دولت اعلام كرد كه يك «اعتبار ويژه» ۵ ميليارد توماني براي پرداخت دستمزدها و پاداش هاي معوقه ي كارگران بهشهر در نظر گرفته است. اما بازهم سرمايه داران و دولت شان به وعده ي پوشالي خود عمل نكردند و اكنون كه نزديك به يك ماه و نيم از قول «اعتبار ويژه» مي گذرد تنها ۲٠٠ ميليون تومان به كارگران پرداخت شده كه گوشه ي كوچكي از ديون سرمايه داران و دولت شان مي باشد. تقريبا يك ماه پس از اعلام «اعتبار ويژه» ي ۵ ميليارد توماني و پرداخت تنها ۲٠٠ ميليون تومان و از روز ۲٣ ارديبهشت چند تن از كارگران چيت سازي بهشهر تصميم گرفتند تا براي اعتراض دست به اعتصاب غذا بزنند. از آن روز تاكنون هر روز بر تعداد اعتصابگران غذا افزوده شده و اعتصاب مي رود تا نخستين ماهش را پشت سربگذارد. بنابر آخرين گزارش هاي منتشر شده از سوي منابع مستقل, در طي هفته اي كه گذشت چندين كارگر اعتصابي به دليل ضعف جسماني روانه ي بيمارستان شده اند و خطر مرگ آنان را تهديد مي كند.

در حالي كه وضعيت چندين كارگر چيت سازي بهشهر رو به وخامت نهاده است, در حالي كه نشريات و خبرگزاري هاي رژيم جمهوري اسلامي لب فرو بسته اند, در حالي كه نيروهاي سركوبگر اسلامي كارخانه ي چيت سازي بهشهر را محاصره نموده اند و نمي گذارند كه كارگران با بيرون ارتباط برقرار كنند, اين وظيفه ي تمام نيروها و تشكلات كارگري مستقل و چپ انقلابي ايران است كه آستين ها را بالا زده و با راه اندازي يك كارزار همبستگي بين المللي, فرياد كارگران چيت سازي بهشهر را به گوش طبقه ي كارگر در ديگر كشورها و نهادهاي بين المللي برسانند. بايد از تمام ابزارهايي كه در دست هست استفاده نمود و سرمايه داران و دولت شان را در ايران تحت فشار قرار داد تا دستمزدهاي معوقه ي كارگران را بدون هيچ قيد و شرطي و در اسرع وقت بپردازند. عليه سرمايه داران و دولت اسلامي اشان, همبستگي با كارگران چيت سازي بهشهر يك وظيفه ي انساني و انقلابي ست

(به نقل از اخبار سیاهکل)

دوشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۲

هيات تحقيق سازمان ملل به ايران می رود
ناپديد شدگان و قتل عام سال 67
در دستور كار هيات سازمان ملل



سازمان ملل متحد و كميسيون حقوق بشر اين سازمان برنامه های جديد خود برای كنترل وضع حقوق بشر در ايران را تنظيم كرده است.

بموجب اخبار دريافتی، بزودی يك گروه كاری با هدف "بررسی مسئله ناپديد شدگان" عازم ايران خواهد شد. سرپرستی اين گروه را يك ديپلمات قديمی برعهده داشت كه با سازمان ملل همكاری می كند. گفته می شود كار اين گروه رسيدگی به دادخواست ها و شكايت هائی است كه بستگان ناپديدشدگان سياسی تاكنون به مجامع بين المللی و از جمله كميسيون حقوق سازمان ملل متحد نوشته اند. اين بررسی نه تنها شامل كسانی می شود كه نامشان بعنوان قربانيان قتل های زنجيره ای برده می شود ولی تاكنون هيچ مقام رسمی جمهوری اسلامی حاضر به اعلام سرنوشت آنها نشده، بلكه قربانيان اعدام دسته جمعی سال 67 در زندان های ايران را نيز شامل می شود.

اين كميسيون تنها به نامه ها و شكاياتی كه تا قبل از حركت به طرف ايران دريافت داشته و رسيدگی به آن ها را به مقامات جمهوری اسلامی اطلاع داده رسيدگی خواهد كرد و به همين دليل مراجعه مستقيم وابستگان مفقود شدگان، ناپديد شدگان و اعدام شدگانی كه خبر آن رسما از سوی جمهوری اسلامی اعلام نشده را در ايران نخواهد پذيرفت.

يك فعال حقوق بشر به "پيك" گفت: هيات بررسی كننده "ناپديد شدگان" وابسته به سازمان ملل بمدت دو هفته در تهران خواهد ماند و سرپرستی آن را تا اين لحظه يك ديپلمات كنيائی برعهده دارد.

پس از بازگشت اين هيات از ايران، هيات بعدی كميسيون حقوق بشر برای رسيدگی به وضعيت "آزادی بيان" راهی ايران خواهد شد.

مجموع اين گزارش ها ( از جمله گزارش هيات تحقيق امور قضائی كه دو ماه پيش به تهران رفته بود) پيش زمينه تنظيم قطعنامه ای خواهد شد كه قرار است كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد تنظيم، تصويب و منتشر سازد.

از كساني كه با خانواده هاي اين عزيزان آشنايي دارند خواهشمنديم كه به آنان اين موضوع را اطلاع دهند.